تبلیغات
مطالب اینترنتی - امام راحل و نهج البلاغه، تولدی دیگر

امام راحل و نهج البلاغه، تولدی دیگر

شنبه 15 مهر 1396 05:15 ق.ظنویسنده : نویسنده

 



دانشمندان بزرگ جهانی می خواهند مولا امیرالمؤمنین را معرفی كنند و به دیگران بشناسانند یا كتاب نهج البلاغه را؟

بخش نهج البلاغه تبیان

 امام راحل و نهج البلاغه، تولدی دیگر

پیام امام خمینی (ره) به كنگره هزاره نهج البلاغه و نكات مهم این پیام
در كنگره هزاره نهج البلاغه از چه صحبت خواهد شد و از كی معرفی؟
دانشمندان بزرگ جهانی می خواهند مولا امیرالمؤمنین را معرفی كنند و به دیگران بشناسانند یا كتاب نهج البلاغه را؟
ما با كدام مئونه و با چه سرمایه می خواهیم در این وادی وارد شویم؟
ما درباره شخصیّت علی بن ابی طالب از حقیقت ناشناخته او صحبت كنیم یا با شناخت محجوب و مهجور خود، اصلاً علی(علیه السلام) یك بشر ملكی و دنیاوی است كه ملكیان از او سخن گویند یا یك موجود ملكوتی است كه ملكوتیان او را اندازه گیری كنند؟

كتاب نهج البلاغه كه نازله ی روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خودخواهی خود معجونیست برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتمای و مجموعه ایست دارای ابعادی به اندازه ابعاد یك انسان و یك جامعه ی بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها بوجود آید و دولتها و ملت ها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور كنند و غرق شوند.

اهل عرفان درباره ی او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهیّون جز با علوم محدوده ی خود با چه ابزاری می خواهند به معرفی بنشینند؟
تا چه حد او را شناخته اند تا ما مهجوران را آگاه كنند. دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه ی فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه ی فضائل و با همه ی دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه ی تام حق دریافت كرده اند در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیّت خویش است و مولانا غیر از آن است. پس اولی آن است كه از این وادی بگذریم و بگوئیم علی بن ابی طالب فقط بنده ی خدا بود و این بزرگترین شاخصه ی او است كه می توان در او یاد كرد و پرورش یافته و تربیت شده ی پیامبر عظیم الشان است و این از بزرگترین افتخارات اوست. كدام شخصیّت می تواند ادعا كند كه عبدالله است و از همه عبودیت ها بریده است جز انبیاء عظام و اولیای معظم كه علی (علیه السلام) آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست كه حُجب نور و ظلمت را دریده و به معدن عظمت رسیده است در صفّ مقدم است و كدام شخصیت است كه می تواند ادعا كند از خردسالی تا آخر عمر رسول اكرم در دامن و پناه و تحت تربیت وحی و حامل آن بوده است، جز علی ابن ابی طالب كه وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او به حق عبدالله است و پرورش یافته ی عبدالله اعظم است.
و امّا كتاب نهج البلاغه كه نازله ی روح اوست برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خودخواهی خود معجونیست برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتمای و مجموعه ایست دارای ابعادی به اندازه ابعاد یك انسان و یك جامعه ی بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هرچه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها بوجود آید و دولتها و ملت ها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور كنند و غرق شوند.
هان فیلسوفان و حكمت اندوزان بیایند و در جملات خطبه اول این كتاب الهی به تحقیق بنشینند و افكار بلند پایه خود را به كار گیرند و با كمك اصحاب معرفت و ارباب معرفت و ارباب عرفان این یك جمله كوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درك واقعی آن ارضا كنند و به شرط آنكه بیاناتی كه در این میدان تاخت و تاز شده است آنان را فریب ندهد و وجدان خود را بدون فهم درست بازی ندهند و نگویند و بگذرند تا میدان دید فرزند وحی را دریافته و به قصور خود و دیگران اعتراف كنند و این است آن جمله:
«مع كل شی لا بمقارنه و غیر كل شی لابمزایله» و این جمله و نظیر آن كه در كلمات اهل بیت وحی آمده است بیان و تفسیر كلام الله است كه در سوره ی حدید است و برای متفكران آخر الزمان آمده است. «و هو معكم این ماكنتم».
اینك امید آن است كه شما دانشمندان و متفكران متعهد كه در كنگرده ارجمند هزاره نهج البلاغه گرد هم آمدید ابعاد عرفانی و فلسفی و اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و نظامی و فرهنگی و دیگر بعدها را بمقدار میسور بیان فرمائید و این كتاب بزرگ را به جوامع بشری معرفی نموده و عرضه دارید كه متاعی است كه مشتری آن انسانها و مغزهای نورانی است.
صلوات و سلام بی پایان به رسول اعظم كه چنین موجودی الهی را در پناه خود تربیت فرموده و به كمال لایق انسانیت رساند. و سلام و درود بر مولای ما كه نمونه ی انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقی است و خود الگوی انسانیّت و مظهر اسم اعظم است. و سلام بر شما دانشمندان كه با زحمت پُر ارج و سودمند خود راه رسیدن به اهداف عالی این كتاب مقدس را باز می نمائید.
و السلام علی عبادالله الصالحین (علیهم السلام)
27اردیبهشت 1360، 12رجب 1401
روح الله الموسی الخمینی
در پرتو پیام امام به كنگره هزاره نهج البلاغه كه در سال 1360صادر گردید حاوی نكات و مطالب مهمی است كه در این مقاله شرح و تفسیر بخشی از آن تقدیم میگردد.
نهج البلاغه، «نازله ی» روح علی (علیه السلام)
روح بلند مرتبه (علیه السلام) كه در آسمان مجد و شریف، عزت فرشتگان است و در عالم قدس مقتدای كرّوبیان و در دنیا پیشوای صالحان و پاكان، درك آن از حوصله اندیشه بشری بیرون است و كسی جز خدا و پیامبر به این عظمت واقف نگشته است.
خداوند آن زبده مخلوقات را به مقام رفیع بالا (1) برد، و از علومی كه به پیامبر عزیز داده بود بدو بخشید (2)، خانه علی (علیه السلام) مركز فرود ملائكه شد (3)، و گنجهای الهی در وجود او نهفته گردید (4)، آیات نورانی قرآن كه سیمای صالحان و انسان كامل را ترسیم می كند شرح حال اوست، او از كودكی در مهد وحی و زیر نور باران عنایت الهی پرورش یافت بطوریكه نور وحی را می دید و رایحه بهشتی نبوّت را استشمام می كرد و آنچه پیامبر می شنید در گوشهای الهی او نیز طنین انداز بود.
پیامبر اكرم هر روز درجه ای از اخلاق و علوم الهی به او می بخشید و پرده یی از مقامات معنوی را برای او بالا می زد و او را به مرتبه ای عالیتر از روز قبل می رساند (5).
آن شخصیت ممتاز، دست پرورده ی رسول الله (صلی الله و علیه وآله) و وارث علوم نبوی، و در مكتب قرآن استاد بود، كتاب خدا را می شناخت و از علوم و بطون و تفسیر و تاویل آن آگاهی كامل داشت (6)، علم او متصل به سرچشمه علوم پیامبر و حوزه آگاهی ربوبی كه از هر چیز و همه جا مطلع بود و اگر می خواست از همه رویدادها و از هر حادثه كوچك و بزرگ خبر می داد (7) و لذا از مردم می خواست كه از علوم نامتناهی او بهره گیرند و بپرسند (8).
آن روح ملكوتی، حافظ علوم پیامبر (9) بود، و همانند ماه كه از خورشید استضائه می كند از روح پیامبر كسب نور می كرد، و زمینه و ظرفیت عظیم او بود كه می توانست تحمل آن همه دانش و معرفت كند، آن كس كه دقیقاً راه و برنامه پیامبر را پیروی می كرد و در پرتو این راز (تبعیت كامل) بدان جایگاه بلند فراز آمد (10) .
جلوه آن روح بلند در مواسات و ایثار عظیم او نسبت به پیامبر عزیز اسلام و هنگامه سختیهای اسلام و پیامبر تبلور یافت، در آخرین ساعات و لحظات عمر مبارك رسول خدا تنها همدم و همراز او بود و سر نازنین خاتم پیامبران به هنگام عروج ملكوتی بر سینه علی (علیه السلام) در كنار پیامبر بود و رسول خدا با او راز می گفت و ودایع الهی را بدو می سپرد. بنا به وصیت فخر كائنات، علی (علیه السلام) او را غسل داد و فرشتگان او را یاری می دادند (11). روح ملكوتی امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بلند جایگاهی است كه اگر آنرا به ستارگان آسمان تشبیه كنیم گزاف نیست، آری ستارگان آسمان از دودمان پیامبر كه علی (علیه السلام) اصل و ریشه آن است كسب وجهه و وجاهت می كنند (12).
نهج البلاغه مسحه یی از علم الهی
پس از پیامبر خط ارتباط او و راهش منقطع نگشت و علی (علیه السلام) پیامهای عالم بالا را دریافت می داشت و به انسانهای هدایت طلب می رساند (13).
گفتار آن حضرت كه نهج البلاغه بخشی از آنرا در خود جای داده مسحه یی از علم الهی است، او كه با جمال و جلال مطلق به خلوت راز می نشست و از آنچه در گنجینه نگارخانه عشق داشت بر زبان می آورد، لذا «مكتوب» را با «كاتب» شباهتی است اصیل كه هر قدر كاتب در آسمان علم و معرفت اوج گیرد، مكتوب او هم به همان نسبت در اوج و صعود است. مگر قرآن عزیز، نازله آستان قدس ربوبی و جلوه جلال و جمال الهی نیست؟ البته چنین است كه اگر آیات الهی بی پرده در همان سطحی كه هست نازل می شد، طنین سرود: “فَخر” موسی صَعِقا” (14) همه عالم را پر كند، لذا خداوند به صراحت فرمود:
“لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیته الله” (15) و به عبارتی دیگر: زبان عربی نازله بیان وحی است نه نمایانگر همه آن: “و كذلك انزلناه قرآنا عربیا” (16) یعنی ما عظمت آنچه در لوح محفوظ است در قالب زبان عربی تنزل دادیم تا در این عالم بگنجد و در محدوده انسانها امر هدایت و تربیت شكل گیرد. حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در تفسیر دعای سحر در این رابطه چنین فرمود: “صدر الحكما، و المتالهین در اسفار فرماید: بدان كه این قرآن با هزار حجاب از نزد حقتعالی بخلق نازل شده است بخاطر آنكه چشم دلها ضعیف است و دیده ها همچون شب پره از دیدن نور آن عاجزند و اگر بفرض “با” بسم الله با آن عظمتی كه در لوح دارد به عرش نازل می شد، عرش از عظمت او گداخته می شد و از بین می رفت تا چه رسد به آسمان دنیا، و در آیه شریفه: “اگر ما این قرآن را به كوهی نازل می كردیم می دیدی چگونه از خشیت الهی خاشع و از هم پاشیده می شد”، به این معنا اشاره دارد. (17) همانگونه كه خود حضرت امیر علیه السلام آیتی از آیات الهی است. به بیان دیگری از امام امت قدس سّره توجه فرمایید:
كتاب تكوینی الهی و قرآن ناطق ربّانی نیز از جهان غیب و گنجینه مكنون الهی با هفتاد هزار حجاب نازل شده است تا این كتاب تدوین الهی را حامل گشته و نفوس برگشته زندانی در زندان طبیعت را از زندان طبع و جهنم طبیعت آزاد كند، و غریبان این شهرهای وحشتناك را به وطنهایشان راهنمایی كند، و اگر نه چنین بود یك تجلی این كتاب مقدس و مكتوب سبحانی اقدس با یك اشاره از اشاره هایش، و با گوشه چشمی كه نشان می داد، كافی بود اگر بر آسمانها و زمین ها بود “اركانشانرا” بسوزاند، و اگر بر ملائكه مقربین بود انیاتشان مندك و نابود شود. چه زیبا گفته است:
احمد ار بگشاید آن پر جلیل
تا ابد مدهوش ماند جبرئیل
پس این كتاب تكوینی الهی و همه اولیا الله کتاب هایی هستند آسمانی واز نزد خدای حکیم علیم نازل شده اند و حاملان قرآن تدوینی هستند و كسی را یارای نبود كه ظاهر و باطل این كتاب الهی را حمل كند مگر همین اولیا مرضیین (18).
نهج البلاغه كتاب تربیت و خودسازی
“و اما كتاب نهج البلاغه كه نازله روح اوست، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی است، معجونیست برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی.” امام مهاجر رضوان الله تعالی علیه كه خود در مكتب سیر سلوك و تهذیب و تربیت استاد بود همواره به تبیین ام الفساد این راه اشاره و تصریح داشت و یاران خود را از این خطر عظیم هشدار می داد و بر حذر می داشت: «گرفتاری بشریت خفتن در بستر منیت و فرورفتن در حجابهای سنگین خودخواهی و خودپرستی است.» چه كسی می تواند جامعه انسانی را از این مهلكه مخوف برهاند جز آنكه در قله رفیع عظمت وارستگی و اوج قدرت تقوی و تربیت باشد؟ آیا انسانهای معمولی كه در چاه خودپرستی و غرور دست و پا می زنند و در جهنم خودخواهی و خودبینی می سوزند چنین توانی دارند؟ آری سخن چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند آنكس كه سخنش امواج سوز درونی او و نسیم یافته های جان اوست با سخنی كه تنها از سر زبان می تراود و با جان او هیچ آشنایی ندارد یكسان نیست مگر داستان «همّام» را نشنیده اید كه چگونه در لوح دل روشن او منعكس گردید و جان او را با آتش عشق سوزاند. سخن مربی و مرشد اگر از لابلای شیارهای روح متعالی او نشات بگیرد چون شراره های مقدس است كه موسی را در بیابان رهنمون گشت و او را به سر منزل وحی و رسالت رساند. و به قول قرآن كریم: “الم تر كیف ضرَبَ اللهَ مَثَلاً كلمه طیبهً كَشَجَرهً طَیبه اَصْلها ثابِتْ و فَرعُها فِی السما” مگر این كلام پاك نیست كه در پرتو عظمت متكلم آن، قدرت عروج می گیرد و قهراً انسان وابسته بدان را هم به معراج می برد. “وَ لَوْلا اِقْرارِهُن (الْسَمواتِ) لَهُ بِالربُوبیه لَما جَعَلَهُن مَوْضعاَ لَعَرْشِهِ وَ لا مَسْكنا لَمَلائكَتَهُ و لا مَصْعَداً لِلْكَلِمَ الطَّیِبْ وَ الْعَملَ الَصَالح مِنْ خَلْقِهِ.” قدرت كلام را در بیان دیگر مولا بشنویم پس از آنكه رسول خدا با كلام خود اعجازی را تحقق بخشید: امام می فرماید: “انّی اَولَ مومن بک یا رسول الله-تصدیقا بنبوتک واجلا لا لِكَلمتك.” این كلام برخاسته از روح پیامبر است كه چنین عظمتهایی می آفریند و حتی در جماد روح و حركت می بخشد. دامنه كلام و سخن از این هم بالاتر می رود و قدرت عظیم آن به جایی می رسد كه انسانهای در حوزه معنویت به سرزمین اندیشه و تعقل گام می زنند و با ابزار فكر و عقل تكلم دارند و آنگاه از مرز كلمه در می گذرند و به عالم نور و سرور حضور می یابند و در ملكوت «یقظه» می كنند و به شهود می رسند: “عِبادنا جاءهم فی فِكْرَهم وَ كَلَّمَهُمْ فی ذاتِ عُقُولِهِم فَاستَصْبَحُوا بِنُورِ یقْظهٌ فی الْابصارَ وَ الاَسْمَاعٍ وَ الافْئدَهُ یذكِرونَ بِایامِ اللهِ وَ یَخوُفوُنَ مَقامَهُ بِمَنزله فی الْفُلْوَات… پس بی جهت نیست كه عارف و اصل خمینی بزرگ برای نهج البلاغه و كلام علی چنین اثر عظیمی قائل است كه خفتگان در بستر منیت را به اوج افلاك برساند، و داروی شفابخش بیماری خودپرستی را معرفی كند و آن درد بزرگی كه در رساله لقا الله از آن فریاد می كند در این پیام درمان آنرا بیان فرموده است: آنجا كه فرمود: “افسوس كه ما بیچاره های گرفتار حجاب ظلمانی بیعت و بسته های زنجیرهای آمال و امانی، جز مطعومات و مشروبات و منكوحات و امثال اینها چیزی نمی فهمیم، و اگر صاحب نظری یا صاحبدلی بخواهد پرده از این حجب را بردارد جز حمل بر غلط و خطا نكنیم، و تا در چاه ظلمانی عالم ملك مسجونیم از معارف و مشاهدات اصحاب آن چیزی ادراك ننمائیم.
آینه تمام نمای انسان كامل و وارسته از حجابهای خودخواهی را پیشوای سالكان در خطبه همام بیان فرموده است:
و لقد خالطهم امر عظیم فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون … یعمل الاعمال الصالحه و هو علی وجل … نفسه منه فی عناء و الناس منه فی راحه، اتعب نفسه لاخرته و اراح الناس من نفسه… لیس تباعده بكبر و عظمه و لا دنوّه بمكر و خدیعه.
چند بعدی بودن نهج البلاغه
«نهج البلاغه»مجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یك انسان و یك جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها بوجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور كنند و غرق شوند. (19)
“محمد عبده” عالم بزرگ اهل تسنن و شارح نهج البلاغه نیز چنین اشاراتی دارد: احیانا عقل نورانی را می بینم كه شباهتی با مخلوقات دیگر ندارد گویا از كاروان الهی جدا شده و به روح انسانی پیوسته است لذا آن را از عالم طبیعت جدا كرده به عالم ملكوت برده است و گاهی گویا به سخن خطیب حكمت گوش فرا می دهم كه با صدای بلند فریاد می كند و مردان سیاست را مخاطب قرار داده و خطاها را برای آنها بیان می كند و به نكات دقیق سیاست و مملكت داری توجه می دهد و به راههای كیاست و تدبیر رهنمون می گردد. و بقول شهید مطهری: «از امتیازات برجسته نهج البلاغه این است كه محدود به زمینه خاصی نیست. علی (علیه السلام) به تعبیر خودش تنها در یك میدان اسب نتاخته است، در میدانهای گوناگون كه احیاناً بعضی با بعضی متضاد است، تكاور بیان را به جولان آورده است… این كه سخن شاهكار باشد ولی در یك زمینه البته زیاد نیست و انگشت شمار است ولی به هر حال هست. اینكه در زمینه های گوناگون باشد ولی در حد معمولی نه شاهكار، فراوان است، ولی این سخن شاهكار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است.» (20) شهید مطهری علت این ویژگی و عظمت را نشات گرفته از روح بلند خود امام می داند و چنین تبیین می نماید: “سخن نماینده روح است، سخن هر كس به همان دنیایی تعلق دارد كه روح گوینده اش به آنجا تعلق دارد، طبعا سخنی كه به چندین دنیا تعلق دارد نشانه روحیه ای است كه در انحصار یك دنیای خاصی نیست. و چون روح علی (علیه السلام) محدود به دنیای خاصی نیست در همه دنیاها و جهانها حضور دارد، و به اصطلاح عرفا “انسان كامل” و “جامعه همه حضرات” و دارنده همه مراتب است، سخنش نیز به دنیای خاص محدود نیست. از امتیازات سخن علی (علیه السلام) این است كه به اصطلاح شایع عصر ما “چندبعدی” است نه “یك بعدی.” علامه شریف رضی كه خود ادیبی اریب بود محو این چند بعدی بودن كلام امام – درود خدا بر او- شده است و چنین می گوید: از عجایب علی (علیه السلام) كه منحصر به خود او است واحدی با او در این جهت شریك نیست این است كه وقتی انسان در آن گونه از سخنانش كه در زهد و موعظه و تنبه است تامل می كند و موقتا از یاد می برد كه گوینده این سخن، خود، شخصیت اجتماعی عظیمی داشته است- شك نمی كند كه این سخن از آن كسی است كه جز زهد و كناره گیری چیزی را نمی شناسد و كاری جز عبادت و ذكر ندارد… كسی باور نمی كند كه سخنانی كه در زهد و تنبّه و موعظه تا این حد موجب دارد از آن كسی است كه در میدان جنگ تا قلب لشگر فرو می رود، شمشیرش در اهتزاز است- دلیران را به خاك می افكند و در همین حال این شخص زاهدترین زهّاد و عابدترین عبّاد است.
جامعیت نهج البلاغه را از «سیری در نهج البلاغه» بخوبی می توان دریافت. شهید مطهری كه بحق یكی از بزرگترین متخصصان نهج البلاغه بود و آنرا بعنوان یك درس اصلی و ریشه ای از استاد فراگرفته بود این سیر را با موقعیت كامل انجام داده و دورنمایی از این جامعیت را ترسیم كرده است. همانطور كه امام مهاجر اشاره كرده اند ابعاد یك انسان در نهج البلاغه نهفته است یعنی انسان كه آمیزه یی از علم عرفان و سیاست و جامعه و دنیا و آخرت است و آنرا مجموعه یی اسرار آمیز ساخته است، نهج البلاغه كه آینه اوست از این ابعاد برخوردار است.
بُعد معرفه الله و علوم الهی
“بحثهای توحیدی نهج البلاغه را شاید بتوان اعجاب انگیزترین بحثهای آن دانست، بدون مبالغه این بحثها… در حد اعجاز است” بحثهای نهج البلاغه در این زمینه مختلف و متنوع است قسمتی از آنها از نوع مطالعه در مخلوقات و آثار صنع و حكمت الهی است، در این قسمت گاهی نظام كلی آسمان و زمین را مطرح می كند، گاهی موجود معینی را مثلاً “خفاش” یا “طاووس” را مورد مطالعه قرار می دهد و آثار آفرینش یعنی دخالت تدبیر و توجه به هدف را در خلقت این موجودات ارائه می دهد… ولی بیشتر بحثهای نهج البلاغه درباره توحید تعقلی و فلسفی است. باید گفت علم توحید در نهج البلاغه با مقایسه سایر مكاتب فلسفی تبلور می یابد و عظمت آن برملا می گردد: “اگر یك مقایسه- ولو بطور مختصر- میان منطق نهج البلاغه با منطق سیار مكتبهای فكری به عمل نیاید ارزش واقعی بحثهای توحیدی نهج البلاغه روشن نمی شود… درباره ذات و صفات حق قبل از نهج البلاغه و بعد از آن در شرق و غرب، در قدیم و جدید از طرف فلاسفه، عرفا، متكلمین، بحثهای فراوان به عمل آمده است ولی با سبكها و روشهای دیگر. سبك و روش نهج البلاغه كاملاً ابتكاری و بی سابقه است، تنها زمینه اندیشه نهج البلاغه قرآن مجید است و بس، از قرآن مجید كه بگذریم هیچگونه زمینه دیگری برای بحثهای نهج البلاغه نخواهیم یافت. نهج البلاغه در تاریخ فلسفه شرق سهم عظیم دارد.

«نهج البلاغه»مجموعه ای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یك انسان و یك جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه ها بوجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور كنند و غرق شوند.

سلوك و عبادت
از آنجا كه معرفه الله بدون سلوك و عبادت امكان پذیر نیست و عارف بالله باید سالك الی الله و پرستشگر وارسته او باشد و اگر سلوك و پرستش نبود باید در معرفت و شناخت تردید كرد، و نیز یكی از راههای كمال معرفت سلوك است، نهج البلاغه در این وادی بی انتها چونان تكاوری است كه بر مركبی بادپا و براقی آسمانی می راند و چون قهرمانی نامور امیر میدان است: “در نهج البلاغه مطالب مربوط به اهل سوك و عبادت فرآوان آمده است، به عبارت دیگر ترسیمها از چهره عبادت و عبادت پیشگان شده است، گاهی سیمای عبّاد و سلّاك از نظر شب زنده داریها، خوف و خشیتها، شوق و لذتها، سوز و گدازها، آه و ناله ها، تلاوت قرآنها؛ ترسیم و نقاشی شده است، گاهی واردات قلبی و عنایات غیبی كه در پرتو عبادت و مراقبه و جهاد نفس نصیبشان می گردد، بیان شده است، گاهی تاثیر عبادت از نظر “گناه زدائی” و محو آثار تیره گناهان مورد بحث قرار گرفته است، گاهی به اثر عبادت از نظر درمان پاره ای بیماریهای اخلاقی و عقده های روانی اشاره شده است، و گاهی ذكری از لذتها و بهجت های خالص و بی شائبه و بی رقیب عبّاد و زهّاد و سالكان راه به میان آمده است (21).
از دیدگاه نهج البلاغه، دنیای عبادت دنیای دیگری است، دنیای عبادت آكنده از لذت است، لذتی كه با لذت دنیای سه بعدی مادی قابل مقایسه نیست، دنیای عبادت پر از جوشش و جنبش و سیر و سفر است. اما سیر و سفری كه (به مصر و عراق و شام) و یا هر شهر دیگر زمینی منتهی نمیشود، به شهری منتهی می شود ( كاو را نام نیست) دنیای عبادت شب و روز ندارد، زیرا همه روشنایی است…
از نظر نهج البلاغه چه خوشبخت و سعادتمند است كسی كه به این دنیا پا گذارد. چند بعدی بودن نهج البلاغه آنگاه چهره می كند كه مسافر این صحرای پربركت پس از عبور از سرزمینهای معرفت و سلوك به جامعه ایده آل انسانی كه علی (علیه السلام) آن را ترسیم كرده برسد و در جای جای این شهر مقدس و بلدالامین عدالت كه جمهوری افلاطون طفل دبستانی آنجاست آثار “سیاست مدن” و رشد و شكوفائی انسانی را در یك جامعه برین از نزدیك مشاهده كند و علی (علیه السلام) را در اوج اقتدار سیاسی و نظامی در كنار یتیمان و محرومان و در خانه یی به سادگی و روشنی خانه قلب آن امام همام ببیند، كه عدالت را تفسیر می كند و قانون و حق را ابزار كار دولت خود قرار داده و البته كه تاوان آن را هم حتی با خون جبین خویش می پردازد. “علی (علیه السلام) عدالت را نه تنها یك تكلیف و وظیفه الهی، بلكه یك ناموس الهی می داند و هرگز روا نمی شمارد كه یك مسلمان آگاه به تعلیمات اسلامی تماشاچی صحنه های تبعیض و بی عدالتی باشد- در خطبه شقشقیه پس از آنكه ماجرای غم انگیز سیاسی گذشته را شرح می دهد بدانجا می رسد كه مردم پس از قتل عثمان به سوی او هجوم آورده و با اصرار و ابرام از او خواستند كه زمامداری مسلمین را بپذیرد و او پس از آن ماجراهای دردناك گذشته و یا خرابی اوضاع حاضر دیگر مایل نبود این مسئولیت سنگین را بپذیرد، اما بحكم اینكه اگر نمی پذیرفت حقیقت لوث شده بود و گفته می شد علی (علیه السلام) از اول به این كار علاقه ای نداشت… این وظیفه سنگین را بر عهده گرفت و فریاد عدالت بشری ” حكومت اسلامی را در كلمه “امانت الهی” خلاصه می كند و همواره بهمان اندازه كه در محراب عبادت معتكف بود در پیاده كردن آن در جامعه اصرار می ورزید و در این راه عزیزترین فرد یعنی فرزندش با دورترین فرد برابر بود و با همان قدرت و حساسیت در احقاق حق توده ها پای می فشرد. شهید مطهری كه غوّاص بحار نهج البلاغه است از این راز پرده بر می دارد: ” در نهج البلاغه با آنكه قبل از هر چیزی كتاب عرفان است… از حقوق واقعی توده مردم و موقع شایسته و ممتاز آنها در برابر حكمران و اینكه مقام واقعی حكمران امانت داری و نگهبانی حقوق مردم است غفلت نشده بلكه سخت بدان توجه شده است. در منطق این كتاب شریف امام و حكمران، امین و پاسبان حقوق مردم و مسوول در برابر آنهاست از این دو- حكمران و مردم- اگر بناست یكی برای دیگری باشد، این حكمران است كه برای توده مردم است، نه توده مردم برای حكمران” و فریاد رسای فرزند علی (علیه السلام) در قرن حاضر این امانت الهی را به دوش آگاهان و علماء متعهد نهاده است كه از رفاه طلبی بدرآیند و رنج مسؤولیت و انجام وظیفه را به جان بخرند: “مگر نه این است كه خداوند از علما پیمان گرفته است كه در برابر ستمكاران و ظلم جنایت پیشگان ساكت و آرام نمانند؟ … پس باید علما و روشنفكران و محققان بداد اسلام برسند… البته پیاده كردن مقاصد اسلام در جهان… بدون حاكمیت همه جانبه اسلام میسر نیست” از آنجا كه حكومت و قدرت، انگیزه و عامل مقتدری در اغوای انسان است و اگر مردم بویژه مسؤولین، خود را فراموش كنند در كوران كارها از یاد خدا و خدمت به خلق خدا ممكن است فاصله بگیرند و رفته رفته هدف را از یاد ببرند، نیاز به یك ركن عظیم در كنترل و حفاظت آنان لازم است و آن عبارت از موعظه و تذكره های فراوان است البته این امر اختصاص به دست اندركاران حكومتی ندارد بلكه همه انسانها در معرض سقوط و خودفراموشی هستند كه یگانه درمان آن موعظه است لذا می توان گفت بزرگترین بخش نهج البلاغه شاید نیمی از آن در این موضوع است، از مجموع 239خطبه، 86خطبه موعظه است، و از مجموع 79نامه، 35نامه تماماً و یا قسمتی از آن موعظه است. و اما ابعاد جامعه بزرگ انسانی را كه در كلام امام قدس سره آمده است می توان در صدر عهدنامه حضرت امیر (علیه السلام) به مالك اشتر جستجو كرد كه امام (علیه السلام) ابعاد جامعه بزرگ انسانی را در چهار بعد خلاصه می فرماید:
1- جبابه خراجها. امور مالی و جمع آوری و سازماندهی بیت المال و اموال عمومی مردم.
2- جهاد عدوّها. مسایل جهاد و دفاع و تشكیلاتی كه برای این امور لازم است.
3- و استصلاح اهلها. تشكیلات فرهنگی و تربیتی به معنی جامع كلمه.
4- و عماره بلادها. عمران و آبادی و طرحها و برنامه ریزیها و اجرای دقیق آنها. كه بحث مبسوط آن مجال دیگر می خواهد.
پی نوشت ها :
1) نهج البلاغه خطبه – 144.
2) نهج البلاغه خطبه- 148.
3) نهج البلاغه خطبه- 109.
4) نهج البلاغه خطبه- 154.
5) نهج البلاغه خطبه- 192.
6) نهج البلاغه خطبه- 158.
7) نهج البلاغه خطبه- 157.
8) نهج البلاغه خطبه- 189.
9) نهج البلاغه خطبه- 210.
10) نهج البلاغه خطبه- 246.
11) نهج البلاغه خطبه- 197.
12) نهج البلاغه خطبه- 109.
13) نهج البلاغه خطبه- 89.
14) قرآن كریم سوره اعراف- آیه- 143.
15) قرآن كریم سوره حشر- آیه- 21.
16) قرآن كریم سوره طه- آیه- 113.
17) شرح دعای سحر امام خمینی ره صفحه – 69.
18) شرح دعای سحر امام خمین ره صفحه – 106.
19) از پیام امام به اولین كنگره نهج البلاغه.
20) سیری در نهج البلاغه ص 26.
21) همان ص 94.
منبع: سیدجمال الدین دین پرور؛سالنمای النهج ؛شماره 1-5.



لینک منبع

مطلب امام راحل و نهج البلاغه، تولدی دیگر در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :امام راحل و نهج البلاغه، تولدی دیگر
http://mofidestan.ir/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d9%88-%d9%86%d9%87%d8%ac-%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%84%d8%a7%d8%ba%d9%87%d8%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af%d9%8a-%d8%af%d9%8a%da%af%d8%b1/
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر